خرید بک لینک
سلام پاییز نوزده . صبح، از بانک که بیرون آمدم حوالی نه و نیم بود . آن سمت خیابان سوار اتوبوس شدم. خط15. اتوبوسی نو و خلوت. هنوز جاگیر نشده بودم که مردی خوش صدا که او هم تازه سوارشده بود شروع کرد به دف

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 12:51

سلام پاییز بیست نخست: مرگ که صدایش بلند شود هرکسی به تعجیل میافتد. یکی میافتد به عبادت و نماز و روزه قضا. یکی برای این که بعد از خودش در کش واکش ارثیه حق و ناحقی نشود وصیت میکند. یکی دیگر برای ای

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 12:51

سلام پاییز بیست و چهار هنووز دست و بالم دردنااک است. از تصادف کذایی؟ نه. از اثاثکشی دیروز (یکی از گرامی خواهرانم ساکن گلبهار شد خوو) به قول خواهرزاده، عضلاتمان ورزش ندیده و ضعیف است که چنین پس از چ

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 12:51

سلام پاییز هشت اسفند و اسفندونه، اسفند سی و سه دونه، قضا به دور، بلا به دور، به حق این صاحب نور، مرغ زمین، مرغ هوا، جن و پری، آدمیزاد، بترکه چشم حسود، بترکه چشم بخیل... به حق شاه مردان، درد و بلا بگ

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز ده سال پیش رو، 99- 2020 ، سال موش است! موش؟ امسال سال چی بود!؟ یادم نیست البته به خاطر دارم که... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز یازده نخست: حرف بزنیم؟ گیسگلابتون برای عادت آبان ماه، پیشنهاد داده روزانه یک کار نیک انجام بدهیم. حداقل یک کار نیک. خب من امروز برای شوهرخواهرِ ارشد، نوبت دکتر گرفتم و تلفنی به گرامی خوا

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز دوازده "... بسیار دوستانه از سرماخوردگیام مراقبت میکنم. آبریزش بینی را دوست دارم و دستمال به دست بودن را و از همه شیرینتر، انتظاری باشکوه برای یک عطسه، عطسهای نشئهآور. چنان مرا بتکا

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز سیزده درباره ساروگیت, چیزی نمی دانستم، با خواندن رمان "و... تنِ عاریه" با این عمل آشنا شدم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام دلم گرفته خیلی ربطی به برف تهران و سرمای مشهد! ندارد به گرانی بنزین هم مربوط نیست. خوو امروز 8صبح بدون هیچ تفاوتی سوار اتوبوس شدم رفتم پایانه و با اتوبوس بین شهری!و مترو و تاکسی رسیدم درمانگاه بی

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز پانزده امروز آفتاب شد. رفتم سراغ لباسشویی - پهن کردن لباسها و هواخوری آنها، آب و هوایی مناسب مثل امروز می طلبد- ارتباطات مجازی محدود شده! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییز شانزده نمیدانم الان که در حال خواندن این پست هستید، حال دلتان چطوره؟ امیدوارم خوب باشیدالان پنجشنبه شب است. یادم باشد سپنج (اسپند) دود کنم. سفارش گرامیمادر است که هر شب جمعه، برای آرامش

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

سلام پاییزهفده حالی دیگر دارم! شاید تاثیر گیاهدرمانی باشد امروز, شمعدانی, را بوسیدم,. دست به سر قاشقی کشیدم و با تحسین به موسی در گهواره (زیپلین) نگاه کردم. گَرد از سر و روی سانسوریا و برگ انجیری گرف

برچسب: نویسنده: باربد کوهی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:16

صفحه بندی